شهداي سوهان طالقان



پاسدار شهيد رضا زينعلي


شهيد رضا زينعلي در نوجواني

شهيد رضا زينعلي در سال 1337 هجري شمسي، در تهران به دنيا آمد. پدرش آقاي حسنقلي زينعلي فرزند مرحوم آقا رضا و مادرش خانم ليلا صالحي فرزند مرحوم علي النقي (هر دو اهل روستاي سوهان طالقان) و ساکن تهران بودند. رضا مشهور به آقا رضا، فرزند دوم خانواده و داراي دو برادر و سه خواهر بود

در سال 1343 به دبستان رفت. وي شاگردي محجوب و با دوستانش مهربان بود. با طي دوران راهنمائي و رشته رياضي دوره دبيرستان، در سال 1357 موفق به اخذ ديپلم در آن رشته، شد



شهيد به زادگاه پدر و مادر خود، روستاي سوهان طالقان و کارهاي کشاورزي علاقه داشت



شهيد رضا در کنار پدر و کمک به امر کشاورزي در روستاي سوهان

رضا لاغر اندام بود و لي به ورزش و رشته هاي دو و ميداني و بستکبال و فوتبال نيز علاقه زيادي داشت

در حال تمرين فوتبال به همراه شهيد محمد زينعلي - روستاي سوهان




بعد از اخذ ديپلم مدت کوتاهي در يک شرکت ساختماني مشغول به کار شد. ولي با شروع انقلاب اسلامي در مبارزات انقلاب به همراه برادر کوچکتر خود، شهيد محمد زينعلي، مشارکت جدي داشت. وي به همراه ساير انقلابيون در خيابان کميل چهار راه جيحون، از قبيل شعار نويسي و شرکت در تظاهرات، نقش موثري در پيشبرد مسائل قبل از انقلاب در محله خود داشت. هم چنين در جريان درگيريهاي پيروزي انقلاب و تسخير پادگان هاي جي و باغشاه، حضور موثر داشت





رضا در سال 1359 به همراه برادر کوچکتر خود، شهيد محمد، به عنوان يک نيروي ارزشي وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد. وي دوره چتربازي را در آموزش هاي سپاه طي کرد. در جريان مشکلات اوائل انقلاب به خصوص تامين امنيت مناطق مختلف کشور و مبارزه با ضد انقلاب فعاليت مستمر داشت





با شروع جنگ تحميلي وي نيز به جبهه هاي جنگ تحميلي رفت و به مبارزه با تجاوزات دشمن بعثي پرداخت. شهيد چندين بار مجروح شد و در عمليات بازي دراز در سال 1360 از ناحيه کتف، بشدت زخمي شد. به ناچار ترقوه سمت راست بدن وي، برداشته شد و کارائي دست راستش را از دست داد. سپس مدتي در رياست جمهوري خدمت کرد ، اما هم چنان براي رفتن به جبهه اصرار داشت . با توجه به وضعيت جسماني شهيد، و گويا براي انصراف ايشان از حضور فوري در جبهه، از آيت الله موسوي اردبيلي مي خواهند که با او گفتگو کند و ايشان نيز جهت رفع تکليف، به او مي گويد :‌" تو با اين دستت توان جنگيدن نداري ." و شهيد نيز در پاسخ مي گويد : « اگر نتوانم اسلحه بدست گيرم آيا لياقت آب دادن به مجروحين را هم ندارم» و لذا مجددا به جبهه مي رود



شهيد رضا زينعلي در جبهه


با شهادت برادر کوچکتر خود محمد، در ابتداي سال 1361از وي خواسته شد که جهت رعايت حال خانواده و نيز وضعيت جسماني خود شهيد، از حضور در جبهه خود داري نمايد



در مراسم تشيع پيکر برادر شهيدش، محمد زينعلي


اما شهيد رضا زينعلي، کسي نبود که بتواند دوري از جبهه و جنگ را تحمل نمايد. لذا بلافاصله بعد از گذشتن هفتم شهادت برادر خود محمد و با توجه به داشتن نقش و سمت در مناطق جنگي، به جبهه هاي جنگ تحميلي اعزام گرديد




از چپ به راست، شهيد رضا زينعلي، آقاي عيسي صالحي، شهيد لطفعلی الهوئي و آقاي علي صالحي


شهيد رضا زينعلي سرانجام در تاريخ 12 ارديبهشت سال 61 و در عمليات ظفرمند بيت المقدس، در منطقه شلمچه و درست در چهلمين روز از شهادت برادر کوچک خود، به شهادت رسيد . پيکر مطهر شهيد در بهشت زهراي تهران، قطعه 26 رديف 54 شماره 5 به خاک سپرده شد.

گفتني است، حسب مصوبه شوراي شهر تهران، خيابان کاج منطقه 22 شهرداري تهران، به نام ، برادران شهيد رضا و محمد زينعلي، نام گذاري شده است





در ادامه تصاويري از مراسم تشيع پيکر پاک پاسدار شهيد رضا زينعلي و متن کامل وصيت نامه ايشان، تقديم ميشود


بسم اللـه الرحمن الرحيم
ان اللـه يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا کأنهم بنيان مرصوص

بدرستيکه خداوند کساني را که در راه او در صفي متحد مي جنگند دوست ميدارد و صفوفشان را محکم واستوار ميدارد. با سلام به رهبر کبير انقلاب اسلامي و با درود به روان پاک شهيدان که خون پاکشان ضامن بقاي اسلام ميباشد

پدر ومادرم

بدانيد که خداوند مرا بيشتر از شما شناخته و بهتر از شما صلاح ديده خونم در اين زمان ريخته شود . آگاه باشيد که همگي رفتني هستيم ولي چه بهتر که مرگمان در راه اعتلاي احکام قرآن وبراي رضاي خدا باشد . وبدانيد خون من نيز رنگين تر از خون شهيدان نيست که بي رنگ تر از آنان است

پدر ومادرم آگاه باشيد که خداوند مرا به روشنايي برده وبه نزد خويشتن رسانده و فقط خاطراتي از من براي شما به يادگار گذاشته است . آگاه باشيد که من در اين دنياي فاني چيزي نداشتم که براي آن مبارزه کنم ، فقط براي لبيک گفتن به نداي امام و براي رضاي خدا در اين راه آگاهانه قدم گذاشتم تا خونم بقاي اسلام عزيز را اراده کند

متوجه باشيد که تشنه بودم خدا سيرابم کرد ، فقير عشق خدا بودم کرامتم فرمود . آگاه باشيد که من خدا را خواستم واو مرا نزد خود برد تا کسي او را نخواهد به پيش او نرود . هيچ بودم همه چيزم کرد ، خواب بودم بيدارم کرد ، تکانم داد وبلندم کرد



خطاب به برادران ودوستان عزيزم

من در اين راه آگاهانه و آزادانه وفقط براي رضاي خدا قدم برداشتم . به خدا فکر کنيد و بدانيد که هدف ازاين دنيا فقط تکامل است براي آخرت

برادران تقوا پيشه کنيد ، خط امام را فراموش نکنيد که اين همان خطي است که پياده شدن احکام قرآن را در بر دارد . از گرايش به چپ و راست بپرهيزيد که به تعبير امام خلاف اسلام است

دوستان اگر مي خواهيد از شما راضي باشم جنازه مرا تشييع نکنيد ، چون از برادرانم که شهيد شدند وهيچ وقت تشيع نشدند خجالت ميکشم . اگر امکان داشت مرا در ميان شهداي قطعه 24 دفن کنيد . بعد از شهادت من هيچگونه مراسم تشريفاتي نداشته باشيد . پولي که ندارم همان مقدار کمي که دارم براي نماز و روزه عقب افتاده ام بدهيد

از تمام کسانيکه خط امام را محترم شمرده واطاعت مي کنند راضي هستم ، و کسانيکه بر عليه اين خط قيام کرده اند به هيچ وجه راضي نيستم




به اميد پيروزي سپاه اسلام
به اميد پياده شدن احکام قرآن

فزت و رب الکعبه
پاسدار شهيد رضا زينعلي



روحش شاد و در جوار شهداي صدر اسلام و دشت کربلا، محشور باد

فهرست شهداي سوهان * * * صفحه اصلي
تمامي عكس ها و متون اين سايت، مشمول قوانين و رعايت حقوق معنوي مي باشد. هر گونه استفاده مجدد، فقط با اعلام منبع و آدرس سايت، مجاز مي باشد
All rights is reserved